مهرورزي با بندگان خدا!

 

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

بالاخره شمه‌اي از سياستهاي دولت عدالت محور دامن ما را هم گرفت. تا همين چند روز پيش اگر دانشجويي كه به خدمت سربازي نرفته بود و مي‌خواست از كشور خارج شود بايستي 5 ميليون تومان به عنوان ضمانت به نيروي انتظامي پرداخت مي‌كرد تا مجوز خروج بگيرد ولي چند روزيست كه اين مبلغ بنا به دستور مقامات به 15 ميليون تومان افزايش يافته است. به همين خاطر نمي توانم در كنفرانس بين‌المللي دانه‌هاي روغني كه چند روز ديگر در استانبول تركيه برگزار خواهد شد شركت نموده و مقاله‌ام را ارائه نمايم. همين طور كنفرانسهاي مالزي، ايتاليا، اسپانيا و ...

واقعا نمي‌دانم اين آقايان كه هر روز از جنبش نرم‌افزاري و تحقيقات علمي دم مي‌زنند چرا تصميم هاي يك شبه اين‌چنيني مي‌گيرند؟ چرا بايد به خاطر 6 ماه خدمت باقيمانده فرصت حضور در ميادين علمي جهاني را از دست داد؟ حالا خوب است كه هدف ما صرفا علمي است و دانشگاه ما را به نيروي انتظامي معرفي مي كند، واي به روزي كه يكنفر بخواهد به عنوان گردش مجوز خروج بگيرد. البته قابل پيش بيني هم بود. به آشنايان و دوستان هي گوشزد مي‌كردم كه بزودي سياستهاي جديد اين دولت اول از همه دامن افراد درگير در مسائل علمي را خواهد گرفت كما اينكه درست بعد از انتخابات تمام سفرهاي محققين براي دوره‌هاي علمي به خارج از كشور لغو شد، بعد خروج اساتيد مجرب براي هميشه از كشور و اكنون محدود كردن مسافرتهاي دانشجويان.

در پاسخ به اين سوال كه چرا استثنايي براي شركت كنندگان در كنفرانسهاي علمي قائل نمي شويد، مسئول نظام وظيفه با پررويي هر چه تمامتر مي‌گفت كه هدف امثال شماها فرار از كشور هست و ما به شما به عنوان يك فراري نگاه مي‌كنيم و مقاله و كنفرانس بهانه‌اي بيش نيست. خدايا! ببين كار ما به كجا كشيده و مسئولين اين مملكت چه طرز تفكري در مورد محققين و دانشجويان خود دارند.

اوايل خرداد با هزار مصيبت و ضمانت بانكي (با پرداخت 10 درصد هزينه ضمانت نامه بصورت نقدي و ضامن و ...) توانستم مجوز خروج بگيرم و در كنفرانس پكن شركت كنم، ولي ديگر براي 15 ميليون تومان، يك و نيم ميليون نقد و ديگر شرايط سخت براي گرفتن ضمانت بانكي لازم است كه خارج از توان من مي‌باشد. اين يعني عملا كاري كرده‌اند كه همه قيد سفر به خارج از كشور را بزنند. ولي بنظر من اين تازه اول كار هست و شرايط به مرور از اين هم بدتر خواهد شد.

يكي از دوستانم كه فارغ التحصيل ممتاز كارشناسي ارشد دانشگاه تهران بود و خيلي هم در رشته اش باتجربه، ماه پيش بيخبر و بدون حتي خداحافظي براي ادامه تحصيل به خارج رفت. بيچاره با وجود اينكه در يكي از مراكز معتبر تحقيقاتي هم كار مي كرد (البته قراردادي!!!!) ولي به قدري اذيت شد كه رفتن را بر ماندن ترجيح داد. واقعا چرا بايد هر روز جوانان اين مملكت با اين همه توان و انرژي و تخصص غم غربت را بجان خريده و تن به مهاجرت بدهند؟ فرار مغزها نه تنها كمتر نشده بلكه هر روز بيشتر مي‌شود و اينها افتخاريست براي كشوري كه مي‌خواهد دنيا را اصلاح كند؟؟؟!!!

 

 

/ 1 نظر / 3 بازدید