منابع جديد نرعقيمي سيتوپلاسمي در آفتابگردان(2)

تجديد باروري در منابع جديد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بررسيها در مورد پتانسيل تجديد باروري در ژرم پلاسم آفتابگردان روشن كرده است كه فراواني ژنهاي برگشت دهندة باروري براي سيتوپلاسم  ANN1وANN2 بيش از 50 درصد و براي سيتوپلاسم PET2،PEF1 ، MAX1 و سريهاي ANN1,2,3,4 كمتر از 25 درصد مي باشد(سيرز،1996). كريستوف(1992) 58 جمعيت متعلق به
گونه هاي مربوط به هليانتوس و تيتونيا روتاندي فوليا را بعنوان منبعي براي استخراج ژنهاي جديد تجديد كننده باروري معرفي كرده است. كريستوف(1990) نگهداري و تجديد باروري منابع
ARG1,2,3 را توسط تعدادي از نگهدارنده ها و رستوررهاي نوع پتيولاريس گزارش كرده است. در بررسي ديگر نگهداري و تجديد باروري لاينهاي نرعقيم مبتني بر منابع ARG1 ، ARG3 و AN67 با استفاده از 8 لاين  رستورر و 2 لاين نگهدارندة نوع PET1 يعني 275HP و HA341 ذكر شده  و بين اين سه منبع جديد و لاين نرعقيم  HA89(نوع PET1) از نظر نگهداري عقيمي و برگشت باروري اختلافي مشاهده نشده است (ننوف و كريستوف،1992). چائوچين (2004) نيز به حداكثر باروري منبع جديد GIG3 در تلاقي با لاين HA89 اشاره نموده است.

گزارشها در مورد برگشت باروري به منابع ANN متفاوت مي باشد. سيرز (1996) منابع ANN2 و ANN4 را مشابه منبع PET1 دانسته و نگهداري و تجديد باروري اين منابع  توسط لاينهاي رستورر مربوط به تيپ پتيولاريس را امكان پذير دانسته است. لاينهاي رستورر RHA271 و RHA274 آمريكايي و سه لاين رستورر RHA26، RHA27 و KHA-N-K يوگسلاويايي را براي تجديد باروري اين منابع معرفي نموده است. عليرغم اين موضوع هورن و فريدت(1997) در گزارشي به عدم تجديد باروري منابع ANN1,2,3 توسط 5 لاين رستور نوع  PET1(رستوررهاي NS، IH، RO، FU وLC) و تجديد باروري كمتر در مورد منبع ANN4 اشاره كرده اند. در بررسي آنها منابع PEF1 و PET2 مشابه منبع  ANN4عمل نموده بود، اما در مورد منابع ANL1,2 و MAX1 حالتهاي ناقص و كامل تجديد باروري مشاهده شده است. اين امر مي تواند از ناپايداري محيطي و يا نوع رستوررهاي مورد استفاده ناشي شده باشد. توصيف جزئيات مولكولي منبع MAX1 حاكي از آن است كه عليرغم مشابهت DNA ميتوكندري MAX1 با ORFH522 موجود در سيستم PET1، مكانيسم هاي متفاوتي در اين دو منبع وجود دارد. به نظر مي رسد اين چارچوب قرائت آزاد (ORF-Open Reading Frame) و محصول 16 كيلو دالتوني آن عامل ايجاد نرعقيمي سيتوپلاسمي در نوع  PET1باشد (به نقل از هورن و فريدت،1997). قبلا هان و فريدت (1994) نيز با استفاده از قسمتهايي از DNAميتوكندري سيتوپلاسم PET1 به عنوان كاوشگر (Probe) ، مشخص كرده بودند كه DNA موجود در  اندامهاي سيتوپلاسمي MAX1 با اين قطعه مشابهت نشان مي دهد. در مورد منبع PEF1 لاينهاي رستورر از رقم زاريا و لاين HA60 استخراج  و معرفي شده است (ميلر،1996). ميلر و الخطيب (2002) يك لاين نگهدارنده (HA425) و دو لاين برگرداننده باروري (RHA426 و RHA427) براي منبع PET1 را معرفي نمودند. در بررسي ديگر، ميلر و همكاران (2002) 5 لاين برگرداننده ديگر (RHA417، RHA418، RHA419، RHA420 و RHA428) براي منبع PET1 معرفي نمودند. اخيرا نيز انجمن آژانس هاي گواهي كننده بذر (AOSCA) با همكاري هيات نظارت كننده بر ارقام آفتابگردان (NSVRB) آمريكا، اقدام به معرفي 33 لاين نگهدارنده و برگرداننده باروري براي منبع PET1 نمودند (بي نام،2005).

تنها منبعي كه اختلاف آن با PET1 بطور دقيق گزارش شده است منبع ANN5 مي باشد. اين منبع پايداري زيادي را تحت شرايط محيطي نشان داده و تمام نتاج حاصل از تلاقي اين منبع با چند لاين تجديد كنندة باروري از نوع PET1 در  اولين و دومين نسلهاي تلاقي برگشتي و نسل F1 كاملا عقيم بودند. تجديد باروري در اين منبع توسط لاين RHA-MR-1 صورت مي گيرد. متفاوت بودن منبع ANN5 از منابع نرعقيمي لكلرك و ساير منابع حاكي از آن است كه اين منبع مي تواند به عنوان تستر براي كشف ژنهاي جديد تجديد كنندة باروري در گونه هاي وحشي آفتابگردان و نيز در برنامه هاي توليد بذر هيبريد آفتابگردان مورد استفاده قرار گيرد. مشخصة منبع ANN5 وجود بساكهاي تحليل يافته و فقدان بافت اسپورزا مي باشد. تجزية سيتولوژيكي سسلولهاي مادري گرده در مرحلة تشكيل غنچه حاكي از نقص كلي در ميوز بوده و به آن معنا است كه تخريب سلولهاي مادري گرده در مراحل قبل از ميوز رخ مي دهد (مارينكويچ و ميلر،1995). ورانچانو و همكاران (1986) چنين وضعيتي را در منبعي بنام Fundulea1 گزارش كرده اند.

 

توارث باروري در منابع CMS

بررسي در مورد نحوه توارث باروري در منابع جديد نر عقيمي  سيتوپلاسمي عمدتا توسط هورن و فريديت (1997) صورت گرفته ا ست. براي اين منظور آنها از آزمون كاي 2 در نسلهاي در حال تفكيكF2  حاصل از تلاقي منابع جديد نر عقيمي با رستوررهاي مختلف استفاده كرده و اعلام كرده اند كه براي تجديدباروري در منابع PET2، ANL2 و PEF1 وجود يك ژن غالب رستورر و در منابع ANL1 ، MAX1 وANN4  وجود دو ژن غالب رستورر لازم مي باشد.  تجديد باروري ناقص در منبع PEF1  وجود يك ژن اضافي ديگر را محتمل مي كند. در منبع  ANN4 ژنها به صورت مكمل عمل نموده و هيچكدام از ژنها  به تنهايي قادر به تجديد باروري نيستند. اما ژنهاي درگير در باروريANL1  و MAX1  هر كدام به تنهايي قادر به تجديد باروري مي باشند. از طرفي دو ژن رستورر مورد نياز يراي تجديد باروري در منبع ANN4 متفاوت از تك ژنهاي درگير در باروري منابع PET2 و PEF1 مي باشد. ژنهاي رستورر PET2 و PEF1 نيز متفاوت از يكديگر مي باشند، زيرا لاين هاي رستورر PEF1 نگهدارنده PET2 بوده و بالعكس. اما در مورد ANL1  و ANL2ژنهاي رستورر ANN4 ممكن است در تجديد باروري عمل نمايند. در بررسيهاي  ديگر كورال و ميلر (1992) وجود دو ژن رستورر براي تجديد باروري در منابع PET2 و MAX1  و ميلر (1996) وجود دو ژن رستورر براي تجديد باروري PEF1 را لازم دانسته اند. براي تجديد باروري منبع ANN5 نيز وجود يك ژن غالب كافي مي باشد (مارنيكويچ و ميلر، 1995). رفتار متفاوت منابع نر عقيمي مختلف در ارتباط با لاين هاي رستورر و نگهدارنده PET1  دلالت بر آن دارد كه مكانيسم نرعقيمي در اين منابع متفاوت از PET1 مي باشد. (هورن و فريديت 1997). مطالعه توارث باروري در منبع GIG3نشان مي دهد كه برگشت باروري در اين منبع تحت كنترل يك ژن غالب مي باشد (چائوچين، 2004).

جان و همكاران (2002) در بررسي برگشت باروري در منبع جديد RIG  بر اساس نسبتهاي تفكيكي در F2 و نتاج تست كراس با لاين HA89 دو ژن غالب را در كنترل برگشت باروري به لاينهاي نرعقيم دخيل دانستند. به نظر مي رسد براي اكثر سيتوپلاسمهاي CMS مورد ارزيابي تعداد ژنهاي دخيل در تجديد باروري بر اساس لاين هاي رستورر مورد استفاده متفاوت باشد (سيرز،1996). اين امر مي تواند دلالت بر اين موضوع داشته باشد كه ممكن است براي يك منبع نرعقيمي روشهاي متفاوتي از تجديد باروري وجود داشته باشد.

 

منابع مورد استفاده:

Anonymous. 2005. Association of official seed certifying agencies (AOSCA) Report. April 12, 2005.

Anashchenko, A.V., T.V. Mileeva and V.T.Rozhkova.1974.Sources of male sterility in sunflower.Genetike I Selektsii.53,242-254.

Chao Chien, J., J. F. Miller and B.vick. 2004. Yield Trial Evaluation of Seven New Cytoplasmic Male-Sterile Lines from Induced Mutation and a Native American Variety. In Proc. Sunflower Research Workshop, <?xml:namespace prefix = st1 ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:smarttags" />Fargo, ND.

Christov,M.1990.A new sources of CMS in sunflower originating from H.argophyllus.Helia,13:55-61.

Christov,M.1992.Speciees of Helianthus and Tithonia sources of RF genes for CMS in sunflower. In Proc. 13th Int. Sunflower Conf.,Italy:1356-1361.

Christov, M. 1994. Identification, study, and utilization in breeding programs of new CMS sources. FAO technical meeting on sunflower. p. 12. In Proc. 1994

/ 2 نظر / 13 بازدید
سعيد مقيسه

با سلام لطفا بنر زیر را که مربوط به اولین نشست وبلاگ نویسان کشاورزی و منابع طبیعی است در وبلاگ زیبای خود قرار دهید. <a target="_blank" href="http://www.agrimanager.blogsky.com"><img border="0" src="http://www.filehigh.com/serve/14727/249141.gif"></a> با تشکر

ياسر- مــــــــــــرتع و آبخیـــــــــــــــز

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام … خـــواهـــی کـــه جـــهان در کـــف اقـــبال تـــو باشـــد خـــواهـــان کسـی بـــاش کــه خـــواهـان تـــو باشـــد … وبـــــــلاگ مـــــــرتـــع و آبــخـــــــیز بـــــــه روز شـــــــد مـــــنتـــــظر نـــــظـرات ارزشـــــمند شـــــما هســـــتم … بــــا آرزویــه ســــربلنــدی و ســــر افرازی برای شــــما و بـــه امـــیــــــد آزادی قــ